السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

143

سيره معصومان ( فارسي )

دربارهء كيفيت قتل طلحه روايات ديگرى هم نقل شده كه اگر خدا بخواهد در سيرهء على ( ع ) به نقل آنها خواهيم پرداخت . همچنين در ترتيب اسامى كسانى كه پس از طلحه لواى مشركان را به دست گرفتند و نيز دربارهء قاتلان آنها ، برخى اختلافات ميان مورخان به چشم مىخورد ليكن تمام آنها اتفاق دارند كه على بن ابى طالب ( ع ) طلحه را كشت . دكتر محمد حسين هيكل در كتاب خود موسوم به حيات محمد در اين مقام شگفتى آفريده و گفته است كه طلحه را حمزه كشت ، حال آن كه مورخان بر كشته شدن طلحه به دست على ( ع ) اتفاق نظر دارند . به علاوه دكتر هيكل در اين مقام اصلا از على ياد نمىكند و شكست مشركان را به جنگيدن حمزه و ابو دجانه نسبت مىدهد . حال آن كه شما خواهيد دانست كه هزيمت آنان به خاطر كشته شدن طلحه و نيز ديگر پرچمداران مشركان به دست على بن ابى طالب ( ع ) بود كه صحيح‌ترين روايات نيز گواه اين امر است . سپس دكتر هيكل عدم ذكر نام على را همين طور ادامه مىدهد تا به مسألهء فرار و شكست مسلمانان مىرسد و در آنجا مىگويد : بيشترين تلاش مسلمانان اين بود كه خود را نجات دهند مگر تنى چند امثال على بن ابى طالب كه خداوند از لغزش مصونشان داشت . دكتر هيكل بدين سان على را با ديگران برابر قرار داده است حال آن كه حقيقت كه هيچ گمان و ترديدى در آن راه ندارد ، حاكى از آن است كه على حتى يك همتا ندارد تا چه رسد به اين كه امثال داشته باشد . همچنين اين نويسنده فقط يادى كه از على در اين جنگ مىكند اين است كه وقتى پيغمبر در گودالى كه ابو عامر كنده بود افتاد ، على شتابان به سوى او رفت و دست آن حضرت را گرفت و از گودال بيرون آورد . آنگاه وى مىنويسد : گروهى از اصحاب گرداگرد پيغمبر ( ص ) را گرفته بودند و على ( ع ) را يكى از همين اصحاب ذكر مىكند بى آن كه بين او و ديگران فرقى قايل شود و بر ويژگيهاى برجستهء آن و خصايص منحصر به فرد او در اين جنگ سرپوش مىنهد و او را با كسانى كه برابر و حتى در حد و اندازهء آن حضرت نيستند ، مساوى قرار مىدهد . واقدى گويد : پس از كشته شدن طلحه برادرش عثمان بن ابى طلحه ، پرچم مشركان را به دست گرفت و گفت : ان على رب اللواء حقا * ان تخصب الصعدة او يندقا بر پرچمدار است كه به شايستگى نيزه‌ها را خون‌آلود كنند يا آنها را بشكنند . عثمان با پرچم خويش قدم پيش نهاد در حالى كه زنان از پشت سر او را تهييج مىكردند و بر دفها مىكوبيدند . حمزة بن عبد المطلب به رويارويى او شتافت و با شمشير بر شانه‌اش زد به طورى كه دست و شانهء او را جدا كرد و تا بالاى سينه‌اش را شكافت آن چنان كه شش او آشكار شد . حمزه بازگشت در حالى كه مىگفت : منم پسر ساقى حاجيان ! پس از عثمان ، برادر ديگرش ابو سعد يا ابو سعيد بن ابى طلحه پرچم را به دست گرفت . سعد بن